سریال گودال

مطلب زیر ترجمه مقاله علی عبادی در نشریه اینترنتی الاحوال نیوز است که درباره سریال گودال و مقایسه آن با شرایط امروز ترکیه نوشته شده و مجله کاناپه برگردان فارسی آن را ارائه کرده است:

اگر به طور خاص به سریالهای ترکی علاقمند نیستید شاید سریال گودال (چوکور) را هم ندیده باشید، اما مطمئنا اسم آن را شنیده اید. سریال گودال درمیان محبوب ترین سریالهای این روزها قرار دارد و از جهات بسیاری به ترکیه امروز شباهت دارد. در حقیقت شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که سریال گودال نشان دهنده شرایط زندگی درخیابانهای ترکیه است.

اگرچه سریال گودال کاملا نوآورانه نیست و از پدرخوانده، نارکوس و سریال ترکی روزی روزگاری در آدانا و همچنین دره گرگها الهام گرفته است.

این مقاله از این نقطه به بعد ممکن است داستان را برای شما که می خواهید سریال را نگاه کنید، لو بدهد.

سریال گودالبه عنوان یک مقدمه کوتاه برای کسانی که با این سریال آشنا نیستند باید گفت که ماجرا گودال در خیابان اتفاق می افتد، جایی که یک گانگستر قدیمی به نام ادریس کوچوالی تقریبا همه خانه های محله را خریده است. در طول زمان همه به محله کوچوالی “گودال” می گویند چرا که وارد شدن و فرار کردن از آن بسیار دشوار است. گفته می شود که این محله در مرکز استانبول قرار دارد و ارزش آن به یک میلیارد لیره می رسد. همه در خیابان ادریس را پدر صدا می کنند. اگرچه به نظر می رسد که ادریس در بازار محله کار می کند، اما او و پسرانش به کارهای دیگری مشغول هستند. به عنوان یک قانون کلی خرید، فروش و استفاده از مخدر در این محله کاملا ممنوع است.

یکی از شعارهای گودال این است که در مواقع نیاز خانواده از شما حمایت می کند و شما از خانواده حمایت خواهید کرد. در اولین اپیزود وارتولو سعادت‌الدین به عنوان یک تولید کننده و دلال مواد مخدر به گودال می آید تا پیشنهاد راه اندازی آشپزخانه تهیه مواد مخدر را ارائه کند. وقتی ادریس این پیشنهاد را رد می کند قهرمان، پسر بزرگ خانواده به قتل می رسد و داستان از اینجا آغاز می شود. یاماچ یکی از پسران جوان کوچوالی است که سالهای پیش خانه را ترک کرده بود، روز عروسی خود مادرش را در پاریس ملاقات می کند. این دیدار عاملی برای بازگشت یاماچ به محله می شود.

بعد از یک سری گره های داستانی، مشخص می شود که وارتولو پسر ادریس از یک رابطه قدیمی است. به رغم این که وارتولو در خیابان با شلیک اسلحه برادر ناتنی خود را به قتل رساند ولی در طول داستان به یکی از شخصتیهای مثبت تبدیل می شود. در آغاز فصل دوم، به نظر می رسد که همه چیز خوب است اما یک حمله علیه این محله صورت می گیرد و خانواده کوچوالی درحالت آماده باش قرار می گیرند.

در فصل دوم مشخص می شود افرادی که برای حمله آماده می شود یک گروه از کودکان خیابانی هستند که طی سالها از آنها به عنوان گوسفند سیاه نام برده می شود. اگرچه مشخص نیست که چه کسی پشت این حملات است و مسئولیت آن با کیست.

وقتی کل خانواده متفرق می شوند، حتی به رغم این که برخی از آنها کشته شده اند، بار دیگر کنار هم باز می گردند تا محله را پس بگیرند. البته از آنجا که دشمنان اسرار آمیز گودال و خانواد کوچوالی آرام نمی گیرد، هیچ چیز به خوبی پیش نمی رود.

هر قسمت گودال تقریبا ۹۰ قسمت است و بسیاری از طرفداران این سریال بی صبرانه منتظر هر قسمت آن می مانند. گوکهام هورزوم نویسنده فیلمنامه این سریال می گوید که محله های بدنامی در سراسر دنیا با نامهای مختلفی وجود دارند، اما این روزها شاهد هستم که افراد بسیاری مثل هنرپیشه های گودال نام این محله را روی بدن خود تتو می کنند و تی شرتهایی را با لوگوی سریال برتن می کنند. همچنین نام این سریال روی در و دیوار شهر استانبول به چشم می خورد.

سریال گودالدر واقعیت “گودال” از جهات بسیاری شبیه ترکیه امروز است.اگرچه صدها نفر طی روز در این سریال کشته می شوند و هرگز سروکله پلیس پیدا نمی شود، اما در ترکیه هم طی مدتهای زیادی گروه های گانگستری کنترل خیابانهایی شبیه “گودال” را در دست داشتند و زمانی که مردم را از خانه خود بیرون می کشیدند نیز هیچ گاه پای پلیس به میان نمی آمد. در اولین اپیزود این سریال در چند سکانس پلیس حضور دارد اما نه بیشتر از آن. در فصل دوم یک افسر پلیس به نام اِمره برای نظارت برای این محله اعزام می شود، اما کمی بعد از آن این مأمور پلیس هم از شخصیتهای منفی سریال دستور می گیرد.

در ترکیه امروز هم وقایع بسیاری هستند که در هیچ کجای آن رد پایی از پلیس نیست. برای مثال وقتی دو گروه برسر فروش مواد مخدر در یکی از شلوغترین خیابان های استانبول درگیر شدند و یکی به قتل رسید، هیچ پلیسی در آنجا حضور نداشت. اما وقتی که یک نفر مخالف عملکرد دولت صحبت می کند و یا خبرنگاری علیه دولت دست به قلم می شود، پلیس حضور پررنگی دارد.

البته حضورکم رنگ پلیس در این سریال بی سابقه بوده است. در سریال روزی روزگاری در آدانا که آنلاین پخش می شد و از جهات بسیاری با سریال گودال قابل مقایسه است،پلیس عملیات مختلفی دارد و افرادی بسیاری را راهی زندان می کند. یکی از فصلهای آن حتی به طور کامل در زندان رخ می دهد. اما اگرچه “گودال” شباهت زیادی به “روزی روزگاری در آدانا” دارد، اما فرصت چندانی به پلیس نمی دهد. برای مخاطبانی که در ترکیه زندگی می کنند این امر چندان هم عجیب به نظر نمی رسد.

مثال دیگر زنانی است که مورد تعرض قرار می گیرد، آنها از پلیس تقاضای کمک می کنند اما هیچ کس به کمک آنها نمی آید تا این که دادخواست خود را به رسانه های اجتماعی می برند. این زنان گزارش جرایمی که علیه آنها صورت گرفته را به پلیس می دهند، اما هرگز اطمینان ندارند که پلیس نسبت به این شکایات اقدامی انجام می دهد یا خیر.

سریال گودالزنان سریال گودال نیز همچون مثال فوق عموما در پس زمینه قرار دارند. سلطان، همسر ادریس عبارت ” درد را میگیریم و آن را  در خود نگه می داریم” را به قدری واقعی جلوه داده است که طی همه سالهایی که با ادریس زندگی کرده هیچ کلامی به زبان نمی آورد. همسرش به او آزار نمی رساند اما او درباره هرآنچه که برایش اتفاق می افتد با هیچ کس صحبت نمی کند. این هم یک نوع دیگر از زنان جامعه ترکیه است که به رغم تمام ناملایمات، هیچ وقت شکایت نمی کند.

در اپیزودهای پایانی این سریال زنی از خانه اش به زور برده می شود و مجبور می شود با کسی صحبت کند، او می گوید، در گذشته قوانین نانوشته ایی وجود داشت و زنان و کودکان مورد محافظت قرار می گیرند. پاسخی که او دریافت می کند این است که گذشته ها گذشته. به عبارت دیگر در شرایط امروز همه می توانند به دیگران صدمه بزنند حتی برنامه های تلویزیونی از این قاعده پیروی می کنند.

در اپیزودهای بعدی مسئله مهم این نیست که چه کسی می رود و چه کسی می ماند. اگرچه خانواده کوچوالی از محله خود دفاع می کنند و به شیوه خود به دشمنان خود نشان می دهند که چقدر فانی هستند.از آنجا که سریال گودال شبیه جامعه ترکیه امروز است هیچ کس نمی داند که در آینده چه اتفاقی برای کاراکترها رخ می دهد.

deema-sign در کاناپه تماشا کنید: سریال گودال

دیدگاه خود را وارد نمایید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *