فیلم ۱۹۱۷

فیلم ۱۹۱۷، ساخته‌ی سم مندز، داستان دو سرباز جوان را به نام‌های تام بلیک و ویل اسکافیلد در جنگ جهانی اول نشان می‌دهد که ماموریت گرفته‌اند تا برای رساندن پیغامی مهم، به آن سوی خطوط دشمن بروند و به اعماق قلمرویشان نفوذ کنند. پیغامی که جان ۱۶۰۰ نفر، از جمله برادر بزرگ‌تر تام، به آن وابسته است.

 

داستان فیلم ۱۹۱۷

داستان فیلم در آوریل ۱۹۱۷ اتفاق می‌افتد. آلمان در حال عقب نشینی است و گردان هنگ دونشایر به فرماندهی کلنل مکنزی می‌خواهد از موقعیت استفاده کند و آلمان‌ها را در حین فرار به دام بیندازد.

با این تفاوت که آلمان‌ها در حال فرار نیستند و صرفاً برای دفاع بهتر، در حال جابه‌جایی‌اند و منتظر حمله‌ی انگلیسی‌ها هم هستند تا آن‌ها را در تله بیندازند. قبل از جایجایی هم تمام راه‌های ارتباطی را قطع کردند تا نشود با کلنل مکنزی ارتباطی برقرار کرد و او را از تله‌ای که در انتظارشان است باخبر کرد.

حالا در این وضعیت بحرانی، این وظیفه‌ی خطیر بر دوش سرجوخه بلیک و سرجوخه اسکافیلد قرار گرفته است که قبل از این‌که خیلی دیر شود و آن‌ها حمله را شروع کنند، پیغامی را به کلنل مکنزی برسانند و او را از وجود تله باخبر کنند و جلوی حمله را بگیرند.

فیلم با این‌که زیاد روی پرداختن به شخصیت‌های تام و ویل وقت نمی‌گذارد، ولی رفاقت آن‌ها از تبادل دیالوگ‌ها و دینامیک بینشان از همان ابتدا مشخص است و حتی در طول فیلم و به سبب حوادثی که با هم پشت سر می‌گذارند، رابطه‌شان وارد مرحله‌ای جدیدتر هم می‌شود.

انگیزه‌ی تام از انجام این ماموریت، بدون شک نجات جان برادرش است. و ویل که بدون انتخاب و خواست خودش، پایش به این قضیه باز شده است، اول می‌خواهد فکر شده و با احتیاط قدم بردارند. ولی داستان بالاخره به جایی می‌رسد که قضیه به همان اندازه برای ویل شخصی می‌شود که برای تام بوده است و او از تمام جان و توانش مایه می‌گذارد تا نامه را برساند و جلوی حمله را بگیرد.

 

فیلم‌برداری ۱۹۱۷ : در حد شاهکار!

فیلم‌برداری ۱۹۱۷، برعهده‌ی راجر دیکنز است و کاری که او کرده، کم از یک شاهکار ندارد. فیلمبرداری و ادیتطوری انجام شده است که انگار کل فیلم یک صحنه‌ی متصل به هم و بدون قطع شدن است. به جز وقت‌هایی که گرد و خاک جلوی دیدمان را می‌گیرد و یا شخصیت اصلی فیلم بی‌هوش می‌شود.

همچنین تمام مدت دوربین طوری دنبال شخصیت‌ها حرکت می‌کند، انگار که ما به عنوان نفری سوم در آنجا حضور داریم و داریم از نزدیک این ماجراجویی را دنبال می‌کنیم.

همچنین فیلم به طور دائم حس خطری که وجود دارد را منتقل می‌کند. کاملاً می‌توان حس کرد این دو نفر در وسط میدان جنگ قرار دارند و هیچ کجا در امان نیستند و تمام مدت این انتظار و دلهره وجود دارد که نکند سر پیچ بعدی بالاخره سربازی آلمانی آن‌ها را شکار کند. فیلم این اجازه را نمی‌دهد که خطرهای موجود را سرسری بگیریم. همه چیز کاملاً جدی است و اثر خودش را می‌گذارد. بمبی که منفجر می‌شود، تونلی که فرو می‌ریزد و هواپیمایی که سقوط می‌کند، همه و همه به اتفاقات فیلم جهت می‌دهند و ما را روی لبه‌ی صندلی‌هایمان میخکوب می‌کنند.

 

بازیگران ۱۹۱۷ : یک لیست پرستاره

همچنین در میان بازیگران فیلم، می‌شود اسم‌های معروف بسیاری را دید. مارک استرانگ، اندرو اسکات، بندیکت کامبربچ، ریچارد مدن و کالین فرث که گرچه حضورشان روی صفحه بیشتر از چند دقیقه نیست، ولی در همان مدت کم هم خوش درخشیدند.

البته از بازی فوق‌العاده‌ی دو بازیگر نقش اصلی فیلم به نام‌های دین چالرز چپمن (تام بلیک) و جرج مک‌کی (ویل اسکافیلد) هم نباید غافل شد. به خصوص جرج مک‌کی که با بازی فیزیکی و احساسی قوی‌ای که از خودش نشان داد، ثابت کرد می‌تواند آینده‌ای درخشان در سینمای هالیوود داشته باشد.

 

کدام شخصیت‌ها و حوادث واقعی الهام‌بخش این فیلم بودند؟

حوادث و شخصیت‌های فیلم ۱۹۱۷ با این‌که همگی خیالی‌اند، ولی از روی حوادث و شخصیت‌های واقعی الهام گرفته شدند. سم مندز در کودکی، داستان ماجرایی مشابه را که در سال ۱۹۱۷ رخ داده بود، از پدر بزرگش، آلفرد مندز شنیده بود. او آن را با نام «داستان یک پیک» به یاد می‌آورد که در کتاب اتوبیوگرافی پدربزرگش هم نوشته شده بود.

داستان از این قرار بود که فرمانده‌ی آلفرد پیامی از ستاد گردان دریافت می‌کند مبنی بر این‌که باید ضد حمله بزنند و این‌که ستاد گردان به گزارش عملکردی چهار گروه خیلی ضروری نیاز دارد. آن‌ها ارتباطشان را با سه گروه دیگر از دست داده بودند و برای این‌که بتوانند ازشان گزارش بگیرند، آلفرد مندز داوطلب شد که هر سه گروه را یکی یکی ردیابی کند و از هر کدام گزارش بگیرد. او با این‌که از این خطر آگاه بود که شاید هرگز برنگردد، داوطلبانه وارد منطقه‌ای شد که هیچ انسان عاقلی پایش را آن‌جا نمی‌گذاشت. معتقد بود همین هم جانش را نجات داد. که سربازان آلمانی با دیدن او فکر می‌کردند حتماً آدمی مجنون است که پا به آن منطقه گذاشته و برای همین کاری به کارش نداشتند.

بعدها، آلفرد مندز بابت این کار شجاعانه‌اش تقدیر شد و سم مندز نیز فیلمش را با تقدیم به او، به پایان رساند.

 

مقایسه ۱۸۱۷ با فیلم‌های جنگی دیگر

فیلم بارها با دو اثر جنگی مطرح دیگر، «نجات سرباز رایان» استیون اسپیلبرگ و «دانکرک» کریستوفر نولان مقایسه شده است. ولی می‌خواهم کمی پایم را فراتر بگذارم و بگویم که ۱۹۱۷، در خیلی جاها از «نجات سرباز رایان» سرتر است و در کاری ک

ه دانکرک سعی داشت انجام دهد، خیلی موفق‌تر و بهتر عمل کرده است.

ولی مقایسه‌ی داستانی و الگویی بهتری که برای سفر این دو قهرمان وجود دارد، سفر و ماجراجویی دو قهرمان دیگر است که شاید به نظر خیلی‌ها عجیب و ناممکن بیاید. سفر دو دوستی که وظیفه‌شان گذراندن حلقه‌ی یگانه از موردور است تا با رساندنش به کوه دووم، جلوی پلیدی‌ها را بگیرند.

با توجه به این‌که سر تالکین، نویسنده‌ی مجموعه ارباب حلقه‌ها هم خودش در جنگ جهانی اول خدمت کرده بود، چنین تصوری نمی‌تواند چندان دور از ذهن باشد.

تصویری که او از سفر فرودو و سم از موردور ارائه کرده است، خیلی شبیه به گذشتن تام و ویل از منطقه بی‌طرف یا No Man’s land است. و این‌که هر دو زوج، حامل شیء مهم و باارزشی‌اند که فقط با رساندن آن به مقصدش است که می‌توانند جانبسیاری را نجات دهند. این شباهت‌ها شاید ناخواسته بوده باشند، ولی دقت داشتن بهشان خالی از لطف نیست.

آخرین نقدها

دیدگاه خود را وارد نمایید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *